آذربایجان تسلیت

چون آینه پیش تو نشستم که ببینی ... در من اثر سخت ترین سخت ترین زلزله ها را زلزله ها را زلزله ها را
+ شب
زلزله در بیمارستان امام رضا(ع) زنی را دیدم که از بس به سر و زانویش
کوبیده بود دیگر نای ناله کردن هم نداشت. وقتی نگاههای مضطرب ما را دید با
صدای ضعیفی گفت:« باجیم ئولوب ... باجیم ئولوب»
+ پدری را دیدم که دو کودکش هنوز زیر آوار بود و همسرش را به بیمارستان آورده بودند
+ مادری
را دیدم که بی تاب میگفت:«ای وای بالام ای وای!». پسرش تازه از تبریز به
روستایشان برگشته بود برای دیدن نامزدش. پسرش، تازه عروسش و همسرش ...
+ لیوان آب را که به دستش دادیم بسم ا... ی گفت و افطار کرد!
امروز در تاکسی راننده ی «قیدار» صفتی میگفت: زلزله که ترس ندارد!
آخه نجه من بئله دتله دوزوم؟
أستی جانیم سیخیلیده قول قاناتیم
آذربایجانیم سن گیی قارانی
آغلاما آنام ... آغلاما
شما جوانان باید خیلی هوشیار و بیدار باشید، باید اهداف دشمن را بشناسید، ملت و دولتی تسلیم میشوند که دشمن را درست نشناسند یا دچار فساد و بدبختی باشند، من این توصیه را به جوانان دارم که آنچه که دشمن میخواهد، به فضل پروردگار آن را در میان ملت ایران به دست نمی آورد.