شهیدان زنده اند ... شک نکنید

نامه ای از شهیدخلبان افشین هریسی نژاد

بنام خدای جهان آفرین سپاس وستایش خدایی راکه عظمتش بی بدیل است وخلقتش بی نظیر،اول است وآخر

رحیم است ورحمان ،هرچه هست اوهست واوهست واو....

اینک به بهانه وداع باتمام خوبیها،تمام آرزوهای دوران خوش دانشجویی گردهم آمده ایم تالحظاتی درکنارهم دراین محفل زیباخاطره شیرینی رادردفترخاطراتمان ماندگارکنیم وارج نهمیم ، مقام  ومنزلت استادان ارجمندی راکه مارادررسیدن به اهداف وآرزهایمان راهنمابودندوآنهایی که به هرحال مشوق ویارما  دراین راه بودند

پس گل واژه های محبت نثارتان

زمانی دردل آرزویی بودورسیدن به این آرزوگاهی دست نایافتنی وبعیدوگاهی نزدیک نزدیک ،گاه خوب ،گاه بد،گاه آرزو،گاه خیال ورویا،ولی به هرحال رسیدیم به آن آرزویی که گاهی برایمان تصوری بیش نبودوچشیدیم حلاوت وشیرینی آرزوهایمان را.

اینک سواربربالهای آرزوباپرنده آهنین دراوج آسمان زیبای ایران ازبلندترین نقطه پهن دشت کشورمان باتمام وجود،باعشق وایمان به خدای بی همتاکه ذره ذره وجودمان عشق به اوست بانام ویاداودردل آسمانهابه پروازدرمی آییم وبانام ویاداودرزمین فرودمی آییم بال گشوده همسفرکهکشانهاوستاره های درخشان می شویم وبال بسته هم قدم گل های یاس واطلسی خوشبو.

اینک نمی دانم باچه زبانی حمدوثنای یگانه هستی بخش رابجای آورم که زبان قاصرازآن است

وباکدامین گل واژه هابیان کنم احساساتم را

چه سان توصیف کنم مشوق پروازباپرنده ی زیبای آهنین را

وچگونه تعریف کنم معنای عشق به معبودراکه شگفتی خلقتش رادرآسمان نیلگون نظاره گریم .

الهی چکامه ام سواربرمرکب مرکب یارای نگاشتن نیست ،یارای بیان آنچه راکه بایدبگویم نیست .

الهی همه جاهستی ولی دراوج آسمانهاوجودت رانزدیکتراحساس می کنم ،احس می کنم خیلی نزدیکم ،خیلی نزدیک ،نزدیک ترازهمیشه

الهی دست توسل به سوی توگشوده ومثل همیشه ازتوکمک می خواهیم،دراین دوران چندساله ی دوزازخانواده ،درکنارهم بوده ایم ایام خوشی ،ایام تلخی راپشت سرگذاشته ایم .مسئله ای دلخوشمان کرده وموضوعی ناراحتمان ،درخوشی وناراحتی درکنارهم ،یارورفیق هم  بوده ایم باخنده هایمان خندیدیم وباگریه هایمان گریستیم

اینک خرسندیم که آرزوهایمان تحقق یافته و قلم رایارای امتنان ازکرامت خدای بی همتاوشماسروان گرامی که همیشه همراه مابوده ایدنیست .

بارالها:بازازتوطلب یاری داریم ودردل آسمانهاکسی جزتودرکنارمانیست .

توکه همیشه بوده وهستی پس دست گیرویاریمان کن آنگاه که دردل آسمانهاهمسفرآرزوهایمان هستی

آمین یارب العالمین

تقدیم به تمامی شماعزیزان ،به مادرمهربانم وبه پدرعزیزترازجانم  که آرزوی چنین روزی راداشت ولی افسوس وصدافسوس

29-1-80


+ فردا دومین سالروز شهادت شهید سرهنگ خلبان افشین هریسی نژاد است. روحش شاد و یادش گرامی!

چقدر دلتنگم ...

شهادت را نه در جنگ، در مبارزه می دهند

ما هنوز شهادتی بی درد می طلبیم

غافل که شهادت را جز به اهل درد نمی دهند . . .

+ راستش بیشتر به این فکر میکنم که آیا دو سال پیش این موقع فکرش را میکرد که فردا قرار است شهید شود؟! چه فکر بزرگی ... !!!

برای شادی روح همه شهدا صلوات...

 


 

شکلات و شراب

یک بسته شکلات هدیه گرفته ای، از نوع سوییسی. دهنت‌ آب می افتد و دلت قیژ و ویژ می رود برای خوردن یکی از آن خوش رنگ و لعاب هایش. ناگهان چشمت می افتد به لیست بلند بالای مواد تشکیل دهنده آن. ویرت می گیرد ببنی وسط این شکلات های وسوسه کننده چه خبر است. چشمانت را ریز می کنی و ناگهان نام هایی می بینی که حسابی آشنا می زنند: Whisky, alkohol, marc de champagne ...

تو می مانی و یک جعبه شکلات داغ. تو می مانی و شکلات هایی که مثل همه شیرینی ها و تلخی‌های این روزهای مان، چیزهای دیگری را در دل خود پنهان کرده اند. تو می مانی و شکلات های بزرگ تری که هر روز از صبح تا شب قورت می دهی و عین خیالت هم  نیست که شراب های نسیان آورتری داخل‌ آنها پنهان شده است.

نویسنده:محمد جباری        نظر دهید

مراقب سوپریها هم باشید!

امروز ظهر برای یه کاری رفتم طرفای باغشمال (اونایی که اینجایین میدونن کجا رو میگم). هوا خیلی گرم بود و به شدت تشنه بودم. برای همین وارد سوپر مارکتی شدم تا آب بخرم. از آن سوپرمارکتهای شلوغ بود که از جون مرغ تا میخ طویله توش پیدا میشه! طبق عادت یخچال رو باز کردم و یه بطری آب برداشتم البته متوجه این هم بودم که رنگ بسته بندی بطری مثل همیشه آبی رنگ نیست! فکر کردم شاید بسته بندی جدید یکی از همین شرکتهاست! بطری رو روی پیشخوان گذاشتم و گفتم چند؟ صاحب مغازه گفت:۱۴۵۰ تومن! یه بار دیگه خوب ریخت غلط انداز بطری رو نگاه کردم.خب آب بود دیگه فقط نوار دورش آبی نبود سیاه بود!!گفتم مگه این چیه؟! صاحب مغازه یکم وراندازم کرد و گفت اینو با ویسکی میخورن!!!!

آب دهنمو قورت دادم و گفتم ببخشید من آب میخواستم ! یخچال کنارمو نشون داد و گفت اونجاست. دیگه چیزی یادم نمیاد.همینو میدونم وقتی به خودم اومدم که جلوی دفتر بودم و غرق در افکار و یک بطری آب دردستم.

عصر که جریان رو به دوستم گفتم گفت احتمالا آب گازدار بوده که خیلیا اونو به خاطر ویسکی میخرن تا گازدارش کنه!!!!


+خیلی از گناهایی که مردم بعد از انقلاب اسلامی حتی حرفش را هم علنی نمیگفتند چه برسد به عملش حالا خیلی راحت و با پررویی تمام انجام میدهند بعضی ها... یک نمونه اش گوش دادن به صدای دوزخ بود که حالا دیگر خیلی مسئله عادی ای شده و از هر خانه و تاکسی و رستوران و گوشی موبایل و ... به آسانی شنیده میشود. یک نمونه اش هم همین مشروبات و مشتقاتش بود که حالا ... هنوزم باورم نمیشه ظهر آن آقا اینقدر با پررویی ... چی بگم؟!! فقط مواظب خودتون باشید.

یاعلی

 

بدون شرح...


+ خواستم از خوشی بنویسم چیزی یافت نشد در این ذهن درد دیده ام!
از خوشی کشیدم ... شرحش با خودتان ...

 

نسیم دانه را از دوش مورچه انداخت مورچه دانه را دوباره بر دوشش گذاشت و به خدا گفت: گاهی یادم میرود که هستی کاش بیشتر نسیم بوزد!

مراقب موبایلهایمان باشیم!

امروز اسمسی از یکی از دوستان قدیمی رسید که منو به وحشت انداخت متن اسمس این بود!!

"اگه خدا ۲۴ساعت گناه رو آزاد میکرد تو چه گناهی میکردی؟ برای همه بفرست جواب های جالبی میگیری اول جواب منو بده؟!"

خدای من ... دشمن اینقدر به ما نزدیک است و ما خبر نداشتیم؟! مسلما آن دوست از سر ناآگاهی این پیام را فرستاده بود! دشمن خیلی چیزها از ما میداند و نقاط ضعف و قوت مارا خوب شناخته ولی ما چقدر از او آگاهی داریم؟برای مبارزه با او چه کارهایی کرده ایم؟!

چرا مردم اینقدر ناآگاه شده اند که نمیدانند حتی فکر گناه هم گناه است!!؟؟ آنوقت دشمن از این ناآگاهی ما میاید و سو استفاده میکند و کاری میکند که ما چند لحظه ای به این فکر کنیم که اگه خدا ۲۴ ساعت(!!!!!!) گناه را آزاد میگذاشت .... ۲۴ ساعت؟! حتی یک لحظه هم امکان ندارد! خدایا پناه میبرم به تو از شر شیطان و مردم شیطانی!!


+ اهل کوچه همه رفتند ولی ما ماندیم... حقمان است اگر بی کس و تنها ماندیم ... هیچ تقصیر کسی نیست اگر رنجوریم!! ... روشنی هست خدا هست ... فقط ما کوریم!

اشداء بینهم ، رحماء علی الکفار!

دنیا برعکس شده یا ما برعکس عمل میکنیم؟ قرآن خدا غلط بوده(استغفرالله) یا ما بد تفسیر میکنیم؟! کدام است؟ حتما یکی از این دو اتفاق افتاده که اوضاع این شکلی شده! میپرسید کدام اوضاع ؟ خب همین اوضاع را که میبینید! بین مسلمانان دودوستگی شده، نمیبینید؟! مومن با مومن میپرد و کاری به کار مسلمانی که در کنارش مشغول تحصیل یا کار است و اوضاع اعتقادیش خوب نیست، ندارد!

یا برعکس، بد حجاب حرفهای دوست و همکلاسی و یا همکار باحجابش را که به او توصیه میکند مراقب حجابش باشد را گوش نمیدهد و حتی نمیشنود ولی در عوض حرفهای کافری که در یک شبکه ماهواره ای یا حتی در همین شبکه های خودمان پخش میشود و او را دعوت به بدحجابی و بی حجابی میکند را خیلی راحت میشنود و حتی گوش هم میدهد.!!

چه شده که حساسیت مومنین نسبت به کسانی که معارف دین برایشان کم اهمیت یا اصلا بی اهمیت است کم شده؟! چرا همش مشغول خود شده اند؟! مومن از مومن ایراد میگیرد ولی نمیتواند یا اصلا برایش بی اهمیت شده که شخصی که کنارشان است و معارف اسلامی کاملی ندارد را به راه راست دعوت کند!چه برسر امر به معروف و نهی از منکر آمده؟! سر باخدایان امروزی چه آمده که با دست خود از دست کافر جنس میخرند ولی دست کسی که نیاز به شنیدن معروف دارد را پس میزنند!؟! در همین دانشگاهها دیده میشود که بسیج دانشجویی یا تشکلهای اسلامی برای خود حلقه های نفوذ ناپذیر میسازند و به دانشجویان بدحجاب کم محلی میکنند!

 

یادمان نرود:"والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم" هرچه میتوانید با کفار شدید باشید اما بین خودتان رحیم و باگذشت باشید.


+ ....................................................................................

 نقطه ها افکار پریشانم هستند. گاهی از دست همین نقطه ها خسته میشوم و یاد اس ام اس یکی از دوستانم میفتم که "بازهم سیب بچین آدم ... من خسته ام ... بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند ..." اما نه ... این میشود فرار! باید ماند و کاری کرد.

یاعلی

 

سخنی برای همه نسلها

قدیمی ها یادشان هست گفته بودم تا مدتی نیستم و میخواهم کمی مطالعه کنم. مطالعات بدی هم نداشتم ولی نه رضایتبخش چون بیشترشان بی نتیجه مانده و تعدادی ابتر ... که الان بیشتر دنبال نتیجه و پاسخی برای گروه اول هستم که به مرور به نظرتان خواهم رساند ان شاءالله.

بگذریم... یکی از همین مطالعات از کلام مولا بود. ای کسانی که به علی(ع) ایمان دارید!!چقدر سعی در شناخت مولایتان داشته اید؟! اصلا نهج البلاغه را چقدر سعی کرده اید بفهمید و فقط ختم نکنید.(روی سخن با خودم بود و به شمایی که اینکاره اید برنخورد.)!!

مولا مردم را چند قسم کرده اند که آخری برای من جالبتر بود... گروه دیگر کسانی هستند که ضعف نفس، و نداشتن امکانات آنان را از تصاحب قدرت برجای نشانده، شرایط او را بر این حال قرار داده، اما او خود را به زیور قناعت آراسته، و جامه زهد و پارسایی بر تن نموده، در حالی که هیچ شب و روزی را با زهد نگذرانده.                 کلام علی(ع)،خ۳۲


+ منظورم از اینکه این خطبه را انتخاب کردم کاملا واضح است کافی است کمی سربچرخانیم و دورو برمان را خوب نگاه کنیم.تمثیل سخن مولایمان این روزها کم نیست.

+ با خواندن این خطبه یاد زنان مسلمان در کشورهای غیر مسلمان افتادم. یکبار با یکی از دوستان سر مسئله حجاب صحبت میکردیم. من گفتم اینکه ما حجاب داریم افتخاری نیست کار سختی هم نمیکنیم. در کشور اسلامی با حجاب بودن مثل همین خطبه میماند. مهم اینست ببینیم آیا در کشور غیر اسلامی هم این حجاب را قادریم نگه داریم یا نه! که در آخر به این نتیجه رسیدیم که کشور اسلامی ما با این حالی که دارد و بعضی مردمی که کارشان از" صم بکم عمی " هم دیگر دارد میگذرد حجاب باحجابان کشور ما احتمالا همان ثواب حجاب در کشورهایی مثل انگلستان و ترکیه و آذربایجان را داشته باشد.

+ سخنی با مدیر تلویزیون:ببخشید آقای ضرغامی بازهم مزاحمتان میشوم! یه سوال کوچک داشتم:قانون حفظ حجاب در فیلمها را برای چند شبکه صادر کرده اید؟ چون به نظر میرسد حواستان نبود و شبکه تهران را از قلم انداخته اید.دیشب که فیلم "مخمصه" را نگاه کردید حتما؟! راستی ببخشید یه سوال دیگه هم دارم که از ماه رمضان مانده در گلویم، از کی تا حالا اسم"کریم" اسم غلط اندازی شده ما خبر نداشتیم؟!!! بعد از افطار"5کیلومتر تا بهشت"را که نگاه میکردید حتما؟!

+ ببخشید! این متن هم متهجرانه شد انگار!!!

+ بد حجابی، زیر سایه گشت‌های امنیت اجتماعی

یاعلی

 

بی دردی بد دردیست ...!!

"آخه به تو چه؟!" این جمله را کم و بیش شنیده ایم. معمولا هم در مواقعی استفاده میشود که کسی کمی و شاید هم بیشتر از کمی پایش را از گلیمش دراز کرده باشد! به نظر بنده بیشتر مخاطبین این جمله جوانان ونوجوانان میباشند و در مواقع نه چندان نادری از طرف محتاطان شنیده میشود!!!

حال باید دید محتاط چه کسی است و اینروزها چه کسانی اغلب مخاطب این جمله گهر بار هستند!!

روحانی مسجدی میگفت سر راه ننشینید مگر حق جایی که نشسته اید را ادا کرده باشید ... حق؟؟؟؟  همان امر به معروف و نهی از منکر است.یعنی رفت و آمد کنندگان را امر به معروف و نهی از منکر کنید. خودشان که میگفتند یکبار این کار را کردند! دو نفر خانوم بد حجاب را دیدند و امر به معروف کردند و از منکر نهی. میگفتند و داد میزدند که چرا آیات حجاب را زیر پا میگذارید ... معلوم بود خونشان به جوش آمده بود از شکل و قیافه آنها.

یکبار هم ما خواستیم همین کار را بکنیم البته نه به آن تندی که حاج آقا گفتند، شدیم مخاطب آن سخن گهر بار! آن روحانی میگفت چرا امر به معروف و نهی از منکر را مردم ترک کرده اند؟ ما اوایل زیاد این کار را میکردیم ولی مردم آمدند و گفتند خوب نیست حاج آقا شما این کار را بکنید جلوه خوبی ندارد!!!!! حالا دیگر کمتر از منکر نهی میکنیم.

این روزها بیشتر مردم بر این باورند که هر کسی فقط باید به کار و زندگی اعمال خود توجه داشته باشد.چه زیاد میشنوم که هر کسی را در قبر خودش میگذارند. این یعنی به کسی چه که فلانی با حجاب است یا بی حجاب؟! فلانی که مسلمان است نمازش را درست میخواند یا غلط اصلا وضویی که گرفت غلط هم بود به کسی ربطی ندارد! اگر هم بخواهی چیزی بگویی آن سخن گهربار را نثارت میکنند! پست پایینی را که گذاشتم خیلی ها گفتند "آخه به تو چه؟!" به تو چه که دخترا و پسرا باهم آب بازی کردند!! به تو چه که موقع بازی حجاب خوبی نداشتند اصلا مگه فقط مشکل جامعه ما حجابه؟!!تو برو حجاب خودت را بچسب که باد نبره!!به تو چه که فلان فیلم مطابق با شئونات اسلام است یا نه!یعنی آقای ضرغامی به اندازه تو نمیفهمد؟!

بله واقعا... اصلا به من چه؟ به من چه که اوضاع حجاب چه شکلیست؟! من حجاب خودم را بچسبم شاهکار کردم.به من چه به خاطر بد حجابی دختران یک آموزشگاه درسی اوضاع آنجا رو به فساد بود و یکی از معلمانش هم متواری شد و در آموزشگاه را هم بستند!! به من چه که به خاطر همین بدحجابی آمار طلاق رو به افزایش است؟! به من چه تلویزیون روز به روز به گند کشیده میشود! نهایتش اگه خوشم نمیاید نگاه نمیکنم!اصلا به من چه چون دکتری زورش زیاد بود هنگام دادن ماساژ قلبی زد و قفسه سینه دختری را شکست و او را راهی دیار باقی کرد؟

حالا بهتر شد ؟ دیگه متحجر به من نمیگید؟ با گفتن این حرفها متمدن شدم؟!!

نه ... اگر امر به معروف و نهی از منکر متهجرانه است دوست دارم متهجر بمانم و متمدن شدن این شکلی را دوست ندارم.متمدن شدنی که فرقی با افکار کبک ندارد.دوست ندارم سیب زمینی باشم. اصلا از این به بعد بیشتر اینجا حرفهای متحجرانه خواهم نوشت....تا کور شود هرآنکه نتواند دید.


+ وبلاگ هم سر راه مردم است ... مواظب باشیم حق جایی که مینشینیم را ادا کنیم.