چهل روز...


درسی که اربعین به مامیدهد، زنده نگهداشتن یادِحقیقت

وخاطره ی شهادت درمقابل طوفان تبلیغات دشمن است . . .

« مقام معظم رهبری »

زیر سوال بردن قوه قضاییه در یک کشور ،نقطه شروع فساد در آن کشور است

یک ضرب المثلی بین ما آذری ها هست که می گوییم :« یووب یووب آخیرین مندارّادی !» یعنی قشنگ شست و تمیز کرد ولی آخرش کارش را نجس کرد. این ارزش کار را از بین می برد. یکی بیاید چندین سال خوب کار کند و زحمت بکشد بعد هم که به آخر کار نزدیک می شود اشتباهاتی انجام دهد و رفتارهای اشتباهی از خود نشان دهد که کارش را به قول آن ضرب المثل نجس کند.
اینجور موقع ها یاد شعر شهریار می افتم که:
«حیدر بابا گؤیلر بوتون دوماندی، گونلریمیز بیر بیرندن یاماندی، بیر بیریزدن آیریلمایین آمادندی، یاخشیلیغی الیمیزدن آلوپلار، یاخشی بیزی یامان گؤنه سالوپلار ... »
 
« معتقدم زیر سوال بردن قوه قضاییه در یک کشور، نقطه شروع فساد در آن کشور است؛ بنابراین نباید قوه قضاییه را زیر سوال برد. نه این که قوه قضاییه همیشه درست عمل می کند. یا همه آدم هایش درست هستند، نه یقینا در قوه قضاییه تخلفاتی وجود دارد. نمی خواهم بگویم کلا قوه قضاییه بی عیب و اشکال است یا همه آدم هایش خوبند؛ اما همه موظفند پیکره قوه قضاییه را به رسمیت بشناسند؛ ملاحظه کنند و زیر سوال نبرند. اگر قوه قضاییه زیر سوال برود، هر مجرمی می تواند با دستاویزی، از زیر بار مواخذه و محاکمه فرار کند؛ دیگر نمی شود کسی را تعقیب کرد. بنابراین در مقابل حکم دادگاه همه باید تسلیم باشند. »
بیانات مقام معظم رهبری در جمع دانشجویان دانشگاه امیرکبیر  9/12/1379

بعضی تعمد دارند برای اینکه ذهن و اعصاب مردم را خراب کنند

«ما البته با آقایان عضو صدا و سیما، حرف‌های زیادی داریم؛ یعنی حرف‎های مبناییتر و اساسیتری هست که مناسب جمع شماست. ان‌شاء اللَّه در آینده نه‌چندان دوری، اجتماع خوبی با شما و بقیه برادران و خواهرانی که در صدا و سیما فعالند، خواهیم داشت و اگر خدای متعال عمر و توفیق داد، صحبت خواهیم کرد. الان برای آن کار نیست؛ لذا به آن مباحث نمی‌پردازیم. فقط یک مطلب را – با این که قبلاً هم گفتیم- مجدداً عرض کنیم و صحبت‌مان را تمام کنیم. آن مطلب این است که در فیلم‌های ایرانی و نمایشنامه‌های فارسی که از رادیو پخش می‌شود، به یک نکته حتماً توجه کنید؛ ولو برای مدت سه سال طول بکشد و آن را تجربه نمایید. آن نکته که تاکنون هم کسی به آن توجه نداشته این است که فیلم و نمایشنامه ایرانی را از حوادث آشفته‌کننده و برانگیزاننده ذهن و حالت سوهان برای روح، خالی کنید.

متأسفانه این کار صورت نمی‌گیرد و نمی‌دانم چرا! با این که مکررا، هم به جمع آقایان عضو صدا و سیما گفته‌ام و هم به برادرانی که به امور فیلم‌سازی اشتغال دارند، ولی نمی‌دانم چرا این مسأله مهم رعایت نمی‌شود. یعنی ممکن است عیب و ایرادی در این‌جا وجود داشته باشد که این کار نمی‌شود؟ فیلم ایرانی را وقتی شما نگاه می‌کنید، مثل اینکه باید حتماً یک مبالغه در اظهار غصه، اظهار ناراحتی، اظهار گریه، دعوا و تشنّج اعصاب در آن باشد! کأنّه بدون این عناصر، فیلم و نمایشنامه ایرانی چیزی کم دارد! من یک وقت در این جا، در مقابل جمعی مثل شما آقایان، مثالی زدم. گفتم مثلاً فرض بفرمایید در تلویزیون ما برنامه‌ای درست کرده بودند و می‌خواستند بچه‌ها را به برس‌زدن تشویق کنند. ما هم طبق معمول، فیلم بچه‌ها را نگاه می‌کردیم. البته در قالب کارتون، ساختن فیلم‌هایی اینگونه برای بچه‌ها، تشویق خوبی است و تبلیغ خوبی نیز برای رعایت بهداشت موی سر است. ماجرا این طور بود که یک برس عروسکی، لحظاتی زار می‌زد و گریه می‌کرد؛ به گونه‌ای که دل آدم کباب می‌شد. در این حال، یکی دیگر از برس‌ها به برس گریان می‌گفت: «چرا گریه می‌کنی؟» او هم جواب می‌داد که مثلا «صاحب من، موی سرش را برس نمی‌زند!» این قضیه که آن‌قدر گریه نداشت؛ به طوری که دل مستمع را خون کند! لااقل صدای دختربچه یا پسربچه‌ای را که در حال زار زدن روی برس گذاشته‌اید، یک لحظه‌اش بکنید، نه به قدر یک دقیقه و یک دقیقه و نیم! همین‌طور متّصل گریه، گریه، گریه! خب؛ اعصاب مستمع خرد می‌شود! متأسفانه چنین حالت‌هایی در فیلم و کارتون و نمایشنامه ما وجود دارد.

من البته چون به بعضی از جاها و به بعضی از آدم‌ها سوءظن‌هایی دارم که دیر زایل می‌شود، می‌گویم لابد تعمدی در کار است. بعضی تعمد دارند برای اینکه ذهن و اعصاب مردم را خراب کنند. خب؛ شما در خانه‌تان نشسته‌اید. اگر بچه همسایه بنای گریه کردن بگذارد، اعصاب‌تان ناراحت می‌شود. این، امری طبیعی است. لازم نیست بچه خود آدم باشد. تلویزیون هم مثل بچه همسایه است. اعصاب انسان را با دعوا، تشنّج و گریه بی‌خودی خراب می‌کند. بیایید واقعاً برنامه‌ریزی کنید. هم در کارهای صدا و قصه‌های شب و بقیه برنامه‌هایش و هم در کارهای سیمایی. این یک کار اساسی است. این حفظ سلامت اعصاب مردم است. اعصاب آشفته، در محیط کار، در محل کسب، در خیابان و پشت ترافیک، همه جا خودش را نشان خواهد داد. مسأله آرامش بخشی به ذهن مردم، یک بخش عمده‌اش مربوط به صدا و سیما و فیلم‌ها و نمایشنامه‌هاست که هنوز تأمین نشده است.»

بیانات مقام معظم رهبری در دیدار مسؤولان صدا و سیما ۲۳/۱/۱۳۷۵

با مد خیلی موافقم، اما مدی که از داخل جوشیده باشد نه مد غربی

بنده با مد موافقم؛ جزو آدمهایی هستم که به مد گرایش دارم، اما مدی که از داخل جوشیده باشد چون مد یعنی ابتکار و نو آوری نه چیزی که از بیرون بیاید. مد آرایش مو و لباس و حرف زدن ما همه اش دارد از بیرون می آید ...
الگوی مصرف وسائل زندگی مهم است؛ فرش و پرده و چراغمان چه طوری باشد؛ این ها را نمیشود ندیده گرفت. اگر کسی توی بحر این کارها برود، میبیند چقدر سرمایه و فکر و همت و هنر دارد صرف این ها میشود که گاهی بسیاری از آنها بیهوده است.

بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی 26/9/1381
منبع کتاب نکته های ناب، جلد 4

علت گریز ما از فرهنگ غرب

ممکن است شما سوال کنید که چرا باید از فرهنگ غرب و اروپا و امریکا گریخت و چرا باید ذهن خود را به روی آن بست؟ این سوال بجایی است که مردم بعد از انقلاب، تا حدودی پاسخ آن را دریافته اند؛ لیکن در این مورد جمله کوتاهی را مطرح می کنم:
فرهنگ غرب، فرهنگ برنامه ریزی برای فساد انسان است، فرهنگ دشمنی و بغض با ارزشها و درخشندگیها و فضیلتهای انسانی است، فرهنگی است که همچون ابزار در اختیار خداوندان زور و زر و امپراطوران قدرت است.
با این فرهنگ، در صددند نسل بنی آدم را از همه فضایل انسانی تهی دست کنند و انسانها را به موجودات فاسد و مطیع و تسلیم و غافل از یاد خدا و معنویت کنند. منافع آنها، جز از طریق گسترش این فرهنگ تامین نمی شود. این فرهنگ، برهنگی و اختلاط و امتزاج بی قید و شرط زن و مرد باهم است که یکی از پایه های اصلی فرهنگ غربی می باشد و از روز اول، برای فساد انسانها و خروج انسانیت از دایره ی فضایل انسانی بنیانگذاری شد. آنها که دلشان برای انسانیت نسوخته است.

بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با اقشار مختلف مردم و جمعی از پزشکان،پرستاران و کارکنان مراکز آموزش عالی و درمانی کشور۱۵/۹/۱۳۶۸
منبع:کتاب نکته های ناب جلد ۵

علم و تقوا، سلاح جذب جوانان به معنویات

اگر قرار باشد بخواهیم ایمان و ذهن و حرکت جوان را به سمتی که شما در آن هستید، متوجه کنید، راهش علم و تقواست؛ چون هر ذهنی در مقابل علم، خاضع میشود- چه بخواهد، چه نخواهد.
خصوصیت دانش این است که افراد را در مقابل خودش خاضع میکند؛ هر چند در ظاهر هم مکابره و عناد بکند، در باطن، خضوع پیدا میکند. تقوا هم که سلاح عجیب و عظیمی است که برندگی آن، حد و حصری ندارد؛ راه ها را باز و فضا را نورانی میکند، عنادها را از بین میبرد و دشمنی ها را کم میکند تقوا چیز خیلی عجیبی است؛ دوستان را به راه می اندازد، اصلا بازار آفرینش را گرم میکند و حرکت به سمت تعالی را - که همه آفرینش در همه حال در این حرکتند - گرم و پرجاذبه و زیبا میکند.

بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با نمایندگان ولی فقیه در دانشگاهها، ۱۸/۷/۱۳۷۷.
منبع:کتاب نکته های ناب جلد
۴

هنر نباید در خدمت شهوت، خشونت، ابتذال و استحاله هویت انسان و جامعه قرار گیرد

هنر دینی به هیچ وجه به معنای قشری گری و تظاهر ریاکارانه دینی نیست و این هنر لزوما با واژگان  دینی به وجود نمی آید. ای بسا هنری صد در صد دینی باشد، اما در آن از واژگان عرفی و غیر دینی استفاده شده باشد. نباید تصور کرد که هنر دینی آن است که حتما یک داستان دینی را به تصویر بکشد یا از یک مقوله دینی مثلا روحانیت و غیره صحبت کند.
هنر دینی آن است که بتواند معارفی را که همه ادیان و بیش از همه، دین مبین اسلام به نشر آن در بین انشانها همت گماشته اند و جان های پاکی را در راه نشر این حقایق نثار شده است، نشر بدهد، جاودانه کند و در ذهن ها ماندگار سازد. این معروف، معارف بلند دینی است؛ این ها حقایقی است که همه پیامبران الهی برای آوردن آنها به میان زندگی بشر، بارهای سنگینی را تحمل کردند. نمیشود ما این جا بنشینیم و تلاش های زبده ترین انسانهای عالم را که مصلحان و پیامبران و مجاهدان راه خدا بودند تخطئه کنیم و نسبت به آن بی تفاوت بگذریم.
هنر دینی این معارف را منتشر میکند؛ هنر دینی عدالت را در جامعه به صورت یک ارزشی معرفی میکند؛ ولو شما هیچ اسمی از دین و هیچ آیه ای از قرآن و هیچ حدیثی در باب عدالت در خلال هنرتان نیاورید. مثلا هیچ لزومی ندارد که در محاورات سینمایی یا در تئاتر، نام و یا شکلی که نماد دین است، وجود داشته باشد تا حتما دینی باشد؛ نه، شما میتوانید در باب عدالت، رساترین سخن را در هنرهای نمایشی باورید، در این صورت به هنر دینی توجه کرده اید.
آن چیزی که در هنر دینی به شدت مورد توجه است، این است که این هنر در خدمت شهوت و خشونت و ابتذال و استحاله هویت انسان و جامعه قرار نگیرد.

بیانات رهبر معظم انقلاب در جمع اصحاب فرهنگ و هنر و اندیشه کشور، ۱/۵/۱۳۸۰
منبع: کتاب نکته های ناب جلد ۲

اشرافیگری مسئولان آفت مضاعف است

اشرافیگری برای یک کشور آفت است؛ اشرافیگری مسئولان، آفت مضاعف است؛ برای خاطر این که اگر اشراف عالم از مال خودشان - حالا حلال و حرامش به عهده ی خودشان - خرج می کنند، از مال خودشان اشرافیگری می کنند؛ اما اگر مسئولان اشرافیگری بکنند، از مال مردم دارند خرج می کنند؛ مال خودشان نیست. این اشرافیگری، با احساس عمومی مردم، با نوشتن، با گفتن و با ترویج این فکر درست خواهد شد؛ این باید به یک فرهنگ تبدیل بشود؛ کاری نیست که بشود به صورت دادگاه ویژه و محاکمه و امثال این ها درستش کرد.

پاسخ های رهبر معظم انقلاب به پرسشهای دانشجویان در دانشگاه صنعتی شریف، ۱/۹/۱۳۷۸
منبع: کتاب نکته های ناب جلد ۴

خطرناک تر از تحجر مذهبی، تحجر سیاسی است

ما وقتی می گوییم تحجر، فورا ذهنمان می رود به تحجّر مذهبی؛ بله آن هم یک نوع تحجر است، اما تحجر فقط مذهبی نیست، بلکه خطرناکتر از آن، تحجر سیاسی است؛ تحجرهای ناشی از شکل بندی تحزب و سازمانهای سیاسی است که اصلا امکان فکر کردن به کسی نمیدهند. اگر ده دلیل قانع کننده برای حقانیت یک موضوع ذکر کنیم، قبول میکند، اما در عمل طور دیگری عمل میکند! چرا؟ چون حزب،-آن تشکیلات سیاسی بالای سر- مثل پدرخوانده ی مافیا از او این گونه خواسته؛ این را انسان متاسفانه در برخی از گوشه کنارهای حتی محیط دانشگاهی میبیند.

بیانات رهبر معظم انقلاب در جمع دانشجوین و اساتید دانشگاه صنعتی امیرکبیر ۹/۱۲/۱۳۷۹
منبع:کتاب نکته های ناب(جلد۴)

من با حزب و تحزّب مخالف نیستم

بعضی ها می گویند فلانی با حزب و تحزب مخالف است؛ در صورتی که پس از انقلاب اسلامی ، اولین حزب را ما درست کردیم. اگر تحزب به معنای واقعی کلمه وجود داشته باشد، من طرفدار آن هستم؛ منتها من تحزب را این نمیدانم که عده ای از داعیه داران سیاسی، به دنبال کسب قدرت، دور هم جمع شوند ده نفر، پانزده نفر،بیست نفر و با شعار و ایجاد هیجان و جذابیت های دروغین، مردم یا گروههایی از مردم را به این طرف و آن طرف بکشانند و مرتب دعوا و اختلاف راه بیندازند و برای این که بی کار نمانند، یک مسئله کوچک را بزرگ کنند، یک چیز کم  اهیمت را پر اهمیت جلوه دهند و روزها و هفته ها درباره اش بحث و تحلیل کنند؛ بر اساس آن ، دوست و دشمن معین کنند؛ فلان کس، فلان طرفی است، پس دشمن است؛ فلان کس، فلان طرفی است، پس دوست است. بنده این ها را تحزب نمیدانم؛ این ها روش های غلط سیاسی است که در دنیا هم رایج است. دل ما خوش بوده است که در ایران این چیزها رایج نباشد؛ اما متاسفانه بعضی ها به این چیزها دلبستگی دارند.

بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با جوانان استان اصفهان، 12/8/1380.
منبع:کتاب نکته های ناب، جلد 4

اصلاح طلبی انقلابی و اصلاح طلبی آمریکایی

امروز یکی از واژه های رایج، واژه "اصلاح طلبی" است. من در نماز جمعه هم گفتم، بارها هم تکرار کرده ام، بنده معتقدم اصلاح طلبی جزو ذات انقلاب است؛ اصلا انقلاب، یعنی حرکت بزرگ و روبه جلو، که این حرکت هرگز ایستایی ندارد و به طور دائم پیشرونده است؛ این پیشروندگی یعنی همان اصلاح طلبی.

البته اگر آمریکایی ها بخواهند بیایند به ما درس اصلاح طلبی بدهند و بگویند شما این کارها را بکنید تا اصلاح طلب باشید، بدیهی است که ما قبول نمیکنیم؛ زیرا آن چیزی که او اصلاح طلبی میداند، عین ارتجاع به گذشته است.

اگر امروز به جای حکومت مردمی پر نشاطِ مستقل ِ شجاع ِ جمهوری اسلامی در این کشور، یک حکومت پادشاهی مرتجعانه ی مطیع غرب بود، این ها آن را اصلاح طلب میدانستند. آن گونه اصلاح طلبی برای خودشان خوب است. اگر آن نوع اصلاح طلبی خوب است، بروند برای خودشان عمل کنند.

اصلاح طلبی با معنای درست این کلمه جزو لاینفک انقلاب است و یک دانشجوی مسلمان نمیتواند اصلاح طلب نباشد. اصلاح طلبی یک پز سیاسی نیست؛ از این به عنوان یک پز سیاسی و وسیله ای برای جذب دل این و آن نباید استفاده کرد، از آن برای موجه کردن چهره نباید استفاده کرد.

اصلاح طلبی، یک تکلیف و یک مجاهدت است. دولت و ملت موظفند اصلاح طلب باشند؛ البته اجازه ندهند که اصلاح طلبی را دیگران برای آنها تعریف کنند؛ خودشان اصلاح خودشان را بشناسند، جستجو کنند، تشخیص بدهند و تعریف کنند. نقطه مقابلش هم اصلاح طلبی آمریکایی و اصلاح طلبی بیگانه پسند است.

بیانات رهبر معظم انقلاب در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه صنعتی امیرکبیر،
09/12/1379