« السلام علیک و علی الارواح التی حلت بفنائک علیکم منی جمیعا سلام الله ابدا ما بقیت و بقی الیل و النهار یا اباعبدالله یا ابا عبدالله ... » و خانوم ها هم تکرار می کردند « یا اباعبدالله یا اباعبدالله ... ». خانمی آرام طوری که فقط اطرافیان میشنیدند رو به مداح گفت:« یکی از اساتید میگویند در دعاها بدئت ایجاد نکنید. وقتی در زیارت عاشورا «یا اباعبدالله» یک مرتبه آمده است ما هم باید همانگونه بخوانیمش. چنانچه در زیارت جناب کمیل «یا رب» سه مرتبه گفته میشود و ما هم باید همان سه مرتبه را بگوییم.» مداح هم خنده ای کرد و با همان میکروفن گفت:« خب ما از روی شوری که داریم «یا اباعبدالله» را بیشتر تکرار میکنیم.» آن خانم لبخندی زد و گفت:« زیارت عاشورا به نقل از امام محمد باقر(ع) است یعنی ما بیشتر از آن امام شور داریم؟ مسلما ایشان در نقل این زیارت بیشتر شور داشته اند و ما هم زیارتی را میخوانیم که ایشان نقل کرده اند.» مداح با همان میکروفن گفت:« خب ملت یک جورایی به این موضوع عادت کرده اند ولی اشکال ندارد ما یک مرتبه میگوییم.» و مراسم ادامه یافت ... و لعن الله امه اسرجت و الجمت و تنقبت لقتالک بابی انت و امی ... و مردم گفتند «بابی انت و امی بابی انت و امی ...
به قسمت هایی از زیارت هم که رسیدیم مداح گفت:« یک مرتبه می گوییم به نیت صدمرتبه ... اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و ... !!!
خانم ها دورتا دور منزل نشسته اند. مخلوط بوی انواع ادکلن ها تشخیص مارکشان را سخت کرده است. بعد از صرف شیرینی و میوه مداح تشریف آوردند. مارک عطرش باز هم قابل تشخیص نبود ولی نوع عطرش تابلو بود که سیگار است. پشت میکروفن نشستند و صلواتی فرستادند. صدایشان کاملن مردانه و بلند بود. زیارت عاشورا مثل همه مراسم ها در برنامه ایشان هم بود. خیلی روان و ساده دعا را می خواندند. وسط زیارت استراحتی داده شد تا دوباره پذیرایی شویم. ایشان هم سیگاری دود کردند و مراسم دوباره ادامه یافت ...
جمعیت زیادی در مراسم حضور داشت. تا مداح تشریف بیاورند دو نفر از خانومها دعا و زیارت قرائت کردند. وقتی مداح تشریف آورد برای نشستنش در کنار دیوار جا نبود و کسی هم از کنار دیوار بلند نمی شد تا جایش را به مداح بدهد. ایشان هم خیلی خاکی و افتاده همان وسط کنار آن دو خانومی که دعا قرائت میکردند نشست. صدای ایشان هم کلفت و مردانه بود. میکروفن را که دستش گرفت قبل از هر حرفی گفت:« میدونید من برای رفتن به مراسم ها چند میگیرم؟ کم کمش ... تومن! من برای کاری که میکنم خیلی ارزش قائلم ولی اینکه وقتی میام میبینم برای مداح ی جا نیست واسه نشستنش ارزش کارم میاد پایین!» بعد هم با همان اخم صلواتی فرستاد و مراسم شروع شد. مداحی اش سبک مردانه داشت. حتی هنگامی که مداحی میکرد آن دو خانوم و چند نفری هم که دوروبرشان بودند با صدایی بلندتر از بقیه ایشان را همراهی می کردند. سبک عجیبی هم در سینه زنی داشتند با یک دست به زانو میزدند و با یک دست به سینه! بعد هم که مراسم تمام شد از همان پشت میکروفن شماره موبایلش را اعلام کرد و با عصبانیت هم گفت:« فقط یک بار اعلام میکنم دیگه هم تکرار نمیشه! »
اربعین هم گذشت ...
گفتم: از اینجا تا کربلا چقدر راه است؟ گفت: آنقدر که بگویی « السلام علیک یا اباعبدالله. »
« خب، اگر بنا شد نيتِ خدائى باشد، پس بايد شما نگاه كنيد ببينيد كدام بيان، ذكر كدام منقبت، بيان كدام فضيلت، مخاطب شما را هدايت ميكند؛ اين آن نكتهاى است كه من در طول اين سالهاى متمادى - شايد بيست و چند سال است كه ما مثل امروزى، اين نشست را با مداحان و بلبلان غزلخوان اين بوستان داريم - هميشه تكرار كردم. ببينيد چه بخوانيد، چه بگوئيد، مستمع شما ميشود متنوّر به نور فاطمهى زهرا (سلام الله عليها). يك چيزهائى هست كه گفتن آنها هيچ گشايشى و هيچ فتوحى در ذهن شنوندهى شما به وجود نمىآورد، هيچ بهجتى در جان مستمع شما به وجود نمىآورد؛ اينها را نگوئيد. آن چيزهائى را بگوئيد كه دلها را نرم ميكند، خاشع ميكند، به پيروى از فاطمهى زهرا (سلام الله عليها) راغب ميكند. آن چيزهائى را بگوئيد كه ميتواند مستمع شما را به پيمودن راهى كه آن بزرگوار رفت، تشجيع كند، تشويق كند. اينها فكر لازم دارد، آموزش لازم دارد؛ كار، آسان نيست. »
بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از مداحان سراسر کشور (متن کامل)