۲۲ آذری دیگر فرا رسید و وبلاگ نائب۵۹ یک ساله شد. تولدش مبارک!
به روزی فکر میکنم که تصمیم به ایجاد وبلاگ گرفتم! یادم هست کلاس استاد رفعت بود که ایشان داشتند ریشه معادله ای را آنالیز میکردند و من در تخیلاتم برای ایجاد وبلاگ سیر میکردم . اسم وبلاگم را انتخاب کرده بودم،مانده بود موضوع وبلاگ که بیشتر میخواستم میز گردهای بحث و گفت و گو ایجاد کنم درباره هر موضوعی! بعد هم تصمیمم تغییر کرد و مصمم شدم وبلاگی به زبان آذری بزنم و اسمش را هم آذری انتخاب کردم! تا دو روز قبلش هم بر همین تصمیم بودم ولی روز قبلش وقتی خسته از کلاسهای ریاضی به نمازخانه دانشگاه پناه بردم اسم حلقه معرفت در ذهنم جرقه زد! این اسم را در اردوهای دانشگاه زیاد شنیده بودم.خیلی هم دوستش داشتم!! اما بعد ماه رمضان به ناچار اسم وبلاگ و نام نویسنده را تغییر دادم به نائب تا کمی در گمنامی به سر برم، اما ... بگذریم!

القصه همه جور پستی اینجا گذاشته ام تا بحال ... مذهبی، اجتماعی، فرهنگی، دردنامه،سیاسی و ... نمیدانم قدیمی ها اولین پست سیاسی ای که گذاشته بودم یادشان هست یا نه! چقدر هم بازدید داشت! و کلی کامنت خصوصی که اغلب یا نصیحتم کرده بودند یا با عرض معذرت ف ح ش نثارم شده بود! البته موافق هم زیاد داشت ولی صلاح این بود که پست را حذف کنم تا جدیدی ها از خواندنش محروم شوند! انصافا پست های به درد بخور هم کم نذاشته ام. گرچه آنهایی که باید میخواندند نخواندندش! شاید هم خوانده اند و ردپا نگذاشته اند!
با اینکه مخاطبین این وبلاگ بیشتر بچه مثبتها بودند و سربازان گمنام امام زمان(عج)، اما کم هم نبودند افراد ناشناس و سربازان گم نام شیطان که انتقادهای نامربوط داشتند با ادبیات بی ادبانه ای که نشان از بیسوادی و جهلشان نسبت به موضوع داشت!

البته باید اعتراف کنم اینجا آنی نشد که خیالش را داشتم شود!بیشتر آنی شد که زمان میخواست و تاریخ و اجتماع! 
به هر حال این صفحه با همه کاستی هایی که خود به آنها کم و بیش واقفم یک ساله شد! گرچه خیلی از رفقا برای این روز بزرگ تبریکاتشان را پیشاپیش فرستاده بودند!! اولینش هم رفیق پایگاه عاشوراییانم که امسال همقدمم در کربلای ایران بود، آبان ماه تبریک پرمهرش را برایم ارسال کرد. بعد هم آفرین نائبم که بهترین همسفر بهترین سفرم هست، سه اذر برایم هدیه ای پست کرده بود حاوی کتاب "خاکهای نرم کوشک" که عطر نگاه مهربانش را داشت و یک روسری که دستان مهربانش را نوازش کرده بود و یک سی دی پر از عکسهای سفرمان!! چند روز پیش هم حاج جودی آبوت مجسمه ای کارتونی هدیه داد که به قول خودش شبیه من بود !!! و ... از دست این رفقای باحافظه ...!!!

برای اینکه اینجا یک سال دیگر هم دوام آورد یا حداقل بهتر از اینی که هست شود(!!!) همه جوره پیشنهاد و تعریف و انتقادی را قبول میکنیم.

از همه هفتاد میلیون خواننده و هوادارمان به خاطر نگاه های مهربانشان که صرف وبلاگ نائب۵۹ کرده اند متشکرم.
التماس دعا


+ مومن، شادی خود را با همه سهیم میشود، روز شادی مومن، هر کس به او برسد، قدری از شادی او را میگیرد!
دیگران شادی خود را در صندوقی پس انداز میکنند، یا از دیگران پنهان میکنند، مبادا کسی شادی آنها را بدزدد. گاهی هم شادی خود را با سروصدا به همه اعلام میکنند تا دیگران به آنها غبطه بخورند و بگویند:" خوش به حالش! " آن وقت آنها خوش به حالشان می شود!

 یامغیث افتتاح شد