سیاه پوش کدامتان شوم؟
کلاس ادبیات فارسی سال سوم بود که صدای عبور هواپیمایی حواسمان را پرت کرد به سمت آسمان.
وقتی به خودمان آمدیم دبیرمان به شوخی گفت:« یه کارشناس خارجی می گفت ایرانیها زمانی پیشرفت میکنند که وقتی هواپیمایی از آسمون عبور کرد بهش نگاه نکنند!» همه بچه های کلاس هم خندیدند. خواستم بگویم دلیل نگاه کردن من ولی چیز دیگری بود ... نگفتم! که سالهاست هر هواپیمایی از آسمان عبور می کند در دل برایش دعا میکنم که سالم به زمین برسد. وقتی هواپیمایی می بینم برایش دست تکان میدهم شاید خلبانش افشینِ ما باشد که از آن بالا در زمین دنبال آشنایی میگردد که برایش دست تکان بدهد.
ولی حالا سه سال است هر هواپیمایی که میبینم دیگر دستی تکان نمیدهم فقط صلواتی نثار روح شهیدِ افشین مان می کنم.
سه سال پیش؛ سی و یک شهریور؛ آخرین پروازش سالم به زمین ننشست؛ اصلن به زمین نرسید؛ همانجا در آسمان، آسمانی تر شد ...
چه جمله زیبایی روی بنر یادبودش نوشته بودند: « افشین جان آخرین پرواز آسمانیت مبارک »
+ امروز چهلم حادثه دلخراش زلزله آذربایجان شرقی است ...
شما جوانان باید خیلی هوشیار و بیدار باشید، باید اهداف دشمن را بشناسید، ملت و دولتی تسلیم میشوند که دشمن را درست نشناسند یا دچار فساد و بدبختی باشند، من این توصیه را به جوانان دارم که آنچه که دشمن میخواهد، به فضل پروردگار آن را در میان ملت ایران به دست نمی آورد.