سرباز کوچک امام زمان،مدافع روحانیت
+ با اینکه گفته بودم وبلاگ نائب تا کنکور تعطیله ولی دلم نیومد این اتفاق رو اینجا ننویسم.
+ دیروز بعد از نماز با یکی از دوستام جلوی در مصلا ایستاده بودیم که پسرنوجوانی رو دیدیم که داشت گریه میکرد و به آقایی یه چیزی رو توضیح میداد که لابه لای حرفاش یه چیزایی درباره یه روحانی و یه پیرزن به گوشمون خورد و اون آقا هم داشت دلداریش میداد. ماهم حس خبرنگاریمون گل کرد و رفتیم سراغش! وقتی جریان رو ازش پرسیدم همونطور که داشت اشکاشو پاک میکرد خیلی مودبانه جریان رو تعریف کرد و گفت که خانوم مسنی رو دیده که به یه روحانی داشته فحش میداده، حتی چندباری کتکش هم زد و افتاده بود دنبالش و همش بهش فحش میداد. این آقا پسر هم رفته سراغ همون خانومه تا نذاره اینجوری به یه روحانی بی ادبی کنه.اشکاش هم از شدت ناراحتی بود!!
راستش برای من خیلی جالب بود که پسرنوجوانی اینجوری به روحانیت تعصب داشته باشه.
اینروزها امر به معروف و نهی از منکر کردن دل شیر میخواد و این پسرنوجوان نشون داد دلش شیرتر از خیلی هاس. خیلی هایی که فکر میکنن دیگه پیرشدن و دیگر جلوه خوبی ندارد امر به معروف و نهی از منکر کنند!!
+ مومن منتظر است، گرچه خود نمیداند منتظر چه؟!
دیگران انتظار چیزهای مشخصی را میکشند:
آخر ماه ، تعطیلات ، پاداش ، روز تولد ، سالگرد ازدواج ، ارتقاء شغل و ...
رسیدن اتوبوس!
+ این معز الاولیاء و مذل الاعداء؟!
شما جوانان باید خیلی هوشیار و بیدار باشید، باید اهداف دشمن را بشناسید، ملت و دولتی تسلیم میشوند که دشمن را درست نشناسند یا دچار فساد و بدبختی باشند، من این توصیه را به جوانان دارم که آنچه که دشمن میخواهد، به فضل پروردگار آن را در میان ملت ایران به دست نمی آورد.