چند روز پیش در دانشگاه تبریز برنامه تریبون آزاد برگزار شد. که اغلب حول محور حمله ی آمریکا به ایران و انرژی هسته ای و ... سخن گفته شد.البته کاری به سخنان افراد پشت تریبون ندارم گرچه بهتر بود همانها را اینجا مینوشتم ولی روی سخنم با کسانی است که در آن جمع و در مقابل تریبون نشسته و شنونده اندیشه ها بودند!
روی سخنم با دانشجویان به ظاهر دانشجویی است که در چنین برنامه هایی بیشتر فکّ و دستشان کار میکند تا گوش و ذهنشان!
دانشجویان به ظاهر دانشجویی که گرچه ظاهرشان ایرانی است اما افکاری در حد عرب جاهل دارند!
" در آغازین روزهای اسلام زمانی که پیامبر(ص) میخواستند تبلیغ اسلام کنند مشرکان کف و سوت میزدند تا صدای دل انگیز پیامبر(ص) را نشنوند تا مبادا طنین حق قلب و روح به خواب رفته اشان را بیدار کند! "
کاش همین دانشجویان هم میدانستند که با کف های لس آنجلسی و سوتهای عرب جاهلی فقط به وقت برنامه ضرر نزدند! کاش میدانستند بزرگترین ضرر را خودشان دیدند!
کاش میدانستند اگر امروز اجازه ندادند دانشجو برایشان حرفهای دانشجویی بزند، فردا روزی کسان دیگری به جای دانشجو و حرفهای غیر دانشجویی به خوردشان خواهند داد!
یکی از آنهایی که پشت تریبون بود بد نگفت که " وقتی تاریخ کشور ایران را بررسی میکنیم میبینیم که قبلا کشور منظمی بوده ولی حالا رو به نامنظمی میرود".
حساب و کتاب کارهای فرهنگیمان از دستمان رفته انگار! قبل از اینکه فرهنگ و ادب چیزی را داشته باشیم مورد استفاده اش قرار میدهیم.کاش قبل از اینکه کرسی های آزاد اندیشی در دانشگاهها راه بیندازیم، فرهنگ آزاد اندیشی را ترویج میدادیم و ادب آزاد اندیشی را میاموختیم تا وقتی در برنامه های آزاد اندیشی شرکت میکنیم سوتهای عرب جاهلی و کف های لس آنجلسی سر ندهیم!


+ به خاطر بروز شدنم از همه دوستان معذرت میخواهم!!حرفی رو که چند پست قبل نوشتم رو پس میگیرم! :) 

+ مومنان هم مثل دیگران دغدغه دارند،
دیگران دغدغه دارند که " آیا در جهت آنچه می خواهم حرکت میکنم؟ "
مومنان دغدغه دارند که " آیا در جهت آنچه می خواهد حرکت میکنم؟ "
تفاوت مومنان با دیگران در همین چیزهای ریزه میزه است :

یک دال به جای یک میم !

 +اطلائیه: تاریخ تولد اینجانب به دلایلی از ۲۲آذر به ۳آذر انتقال یافت!! :)